تحولات شهر نشینی در ایران
تحولات شهرنشینی در ایران
نتایج
به دست آمده از بررسی دادهها و آمارهای موجود كشور نشاندهنده افزایش
سریع تعداد جمعیت ساكن در مناطق شهری و در نتیجه افزایش میزان شهرنشینی در
دهههای اخیر بوده است.
اشاره: توزیع جمعیت در خاك یك كشور به عوامل تاریخی و ویژگیهای زمانی بستگی دارد. در حالیكه ساكنان اولیه زمین تنها به خاطر امكانات تغذیه، شرایط آب و هوایی و جغرافیایی در یك منطقه خاص ساكن میشدند اما جمعیتهای كنونی به دلایل متفاوتی در یك منطقه مستقر میشوند. فرآیند تغییر نحوه زندگی انسان از گروههای چادرنشین به جوامع یكجا نشین، با اهلی كردن گیاهان و حیوانات آغاز شد. توسعه كشاورزی در چند هزار سال قبل منجر به ظهور نخستین شهرها شد زیرا توانایی تولید غذا در محل، امكان اسكان دایمی را میسر ساخت. با این حال در طول تاریخ، جمعیت به طور گستردهای در مناطق قابل سكونت جهان پراكنده شد اما تنها در قرن بیستم بود كه فرآیند برنامهریزی توزیع جمعیت در هر كشور مورد توجه قرار گرفت. طی قرن بیستم و با ظهور كلانشهرها و مناطقی با تراكم جمعیتی بالا، نیاز به آگاهی از توزیع جمعیت و تجزیه و تحلیل آن احساس شد زیرا مناطق پر ازدحام، برنامهریزی دقیقتر خدمات عمومیو توجه بیشتر به راهبردهای محیطزیستی درازمدت را میطلبید.
رشد امكانات بهداشتی و تأمین نیازهای خوراكی به دنبال دگرگونی در ابزارهای تولید، زمینه مناسبی برای افزایش جمعیت فراهم ساخت. رشد بالای جمعیت در دنیا بهویژه در كشورهای پیشرفته طی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، اندیشه كنترل جمعیت متأثر از دیدگاه مالتوس را تقویت كرد. این افزایش جمعیت كه متناسب با ساخت زندگی آن دوران یعنی روستایی _ زراعی نبود، منجر به آغاز مهاجرتهای روستا - شهری و حتی بین قارهای (از قاره اروپا به آمریكا) شد و مهاجرتها در شكلگیری سكونتگاههای جدید و افزایش جمعیت شهرهای قدیمی كارساز افتاد. پس از تثبیت صنعتی شدن و بهرهگیری از ابزارهای نوین در بخش كشاورزی و دیگر فعالیتهای روستایی آهنگ رشد مهاجرتهای روستا – شهری در آن كشورها كاهش یافت. از این به بعد با افزایش فاصله بین كشورهای توسعهیافته و كشورهای توسعه نیافته از یكسو و نابرابری و تفاوت داخلی در درون كشورهای توسعهنیافته از سوی دیگر، مهاجرت روستا – شهری در این كشورها فزونی گرفت به گونهای كه علاوه بر تشكیل كلانشهرهای غیرسازمانیافته، پدیدههایی مانند بیكاری، فقر، حاشیهنشینی و انحرافها را دراین شهرها موجب شد.
شهرنشینی، جامعه ایران را طی سه دهه گذشته دستخوش تحولات زیادی ساخته است درحالی كه خود شهرنشینی در ارتباط با پدیده دیگری همچون رشد جمعیت، قابل بررسی است. در واقع ایران طی دهههای اخیر با این دو پدیده مرتبط به هم یعنی افزایش جمعیت و رشد شهرنشینی مواجه بوده است. این دو به صورت متقابل بر یكدیگر اثر نهاده و تركیب و توزیع جمعیت كشور را تحت تأثیر قرار دادهاند.
تحولات جمعیتی ایران
ایران در طول تاریخ با دشواریهای محیطی و غیرمحیطی بسیاری روبهرو بوده است كه تا حدود زیادی برجمعیت، رشد یا كاهش آن تأثیر داشتهاند. در گذشته عوامل طبیعی و محیطی همچون بیماریهای واگیر، خشكسالیها، قحطیها و حوادث طبیعی همچون سیل و زلزله و عوامل غیر محیطی مانند جنگ و درگیریهای محلی و منطقهای و تا حدودی مهاجرتها بر جمعیت ایران مؤثر بودهاند. براساس آمارهای موجود و برآوردهای انجام شده از جمعیت ایران از سال 1260 تا 1300 شمسی نرخ رشد جمعیت ایران بسیار پایین بوده است. رشد جمعیت در ایران در شرایط نابسامان طبیعی و قحطیها، بیماریهای واگیر و كشنده، آرام و كند بوده است. در بین سالهای 1179 تا 1279 شمسی جمعیت كشور در وضعیت نامطلوبی به سر میبرد. رشد پایین و ثابت جمعیت سال 1300 و قبل از آن، از سال 1305 متحول شد و تا سال 1335 رو به افزایش بود و تا سال 1345 نیز رشد 3.1 درصدی خود را حفظ كرد اما برنامههای كنترل جمعیت باعث كاهش آن_ هرچند بسیار محدود_ در سرشماری سال 1355 شد. با پیروزی انقلاب اسلامیو اجرای سیاستهای جدید كنترل جمعیت از یكسو و بروز جنگ ایران و عراق، متوسط رشد سالانه افزایش یافت و به 3.9 درصد در سرشماری سال 1365 رسید. از دهه هفتاد بهطور مجدد سیاستهای كنترل موالید به اجرا گذارده شد و منجر به كاهش متوسط رشد جمعیت به رقم 1.6 درصد طی سالهای 1375 تا 1385 شده است. تعداد جمعیت كشور نیز همچون نرخ رشد جمعیت طی سالهای 1260 تا 1300رشد كندی تجربه كرده و از 7654 هزار نفر به 9707 هزار نفر رسیده است. از این سالها به بعد، با كنترل مرگ و میر و توسعه بهداشت در اثر بهرهگیری از برخی امكانات جدید و در نتیجه افزایش ایران در طول تاریخ با دشواریهای محیطی و غیرمحیطی بسیاری روبهرو بوده است كه تا حدود زیادی برجمعیت، رشد یا كاهش آن تأثیر داشتهاند. در گذشته عوامل طبیعی و محیطی همچون بیماریهای واگیر، خشكسالیها، قحطیها و حوادث طبیعی همچون سیل و زلزله و عوامل غیرمحیطی مانند جنگ و درگیریهای محلی و منطقهای و تا حدودی مهاجرتها بر جمعیت ایران مؤثر بودهاند. براساس آمارهای موجود و برآوردهای انجام شده از جمعیت ایران از سال 1260 تا 1300 شمسی نرخ رشد جمعیت ایران بسیار پایین بوده است. رشد جمعیت در ایران در شرایط نابسامان طبیعی و قحطیها، بیماریهای واگیر و كشنده، آرام و كند بوده است. در بین سالهای 1179 تا 1279 شمسی جمعیت كشور در وضعیت نامطلوبی به سر میبرد. رشد پایین و ثابت جمعیت سال 1300 و قبل از آن، از سال 1305 متحول شد و تا سال 1335 رو به افزایش بود و تا سال 1345 نیز رشد 3.1 درصدی خود را حفظ كرد اما برنامههای كنترل جمعیت باعث كاهش آن_ هرچند بسیار محدود_ در سرشماری سال 1355 شد. با پیروزی انقلاب اسلامی و اجرای سیاستهای جدید كنترل جمعیت از یكسو و بروز جنگ ایران و عراق، متوسط رشد سالانه افزایش یافت و به 3.9 درصد در سرشماری سال 1365 رسید. از دهه هفتاد به طور مجدد سیاستهای كنترل موالید به اجرا گذارده شد و منجر به كاهش متوسط رشد جمعیت به رقم 1.6 درصد طی سالهای 1375 تا 1385 شده است. تعداد جمعیت كشور نیز همچون نرخ رشد جمعیت طی سالهای 1260 تا 1300رشد كندی تجربه كرده و از 7654 هزار نفر به 9707 هزار نفر رسیده است. از این سالها به بعد، با كنترل مرگ و میر و توسعه بهداشت در اثر بهرهگیری از برخی امكانات جدید و در نتیجه افزایش رشد جمعیت، تعداد مطلق جمعیت نیز به سرعت افزایش یافت و در نهایت به رقم 70496 هزار نفر در سال 1385 رسیده و میتوان گفت كه جمعیت كشور طی 80 سال اخیر هفت برابر شده است. جدول و نمودار شماره یك تعداد جمعیت و متوسط رشد سالانه جمعیت كشور را از سال 1260 تا 1385 نشان میدهد.
انقلاب شهری
یكی از نظریات مهم در مورد شهر و شهرنشینی، مفهوم «انقلاب شهری» گوردون چایلد است. از نظر وی پیدایش شهرها با دو انقلاب عظیم در ساخت اقتصادی و سازمانهای اجتماعی همراه بوده است و این دو تحول خود پیامد رشد جمعیت بود. از نظر چایلد ویژگی متمایز كننده روستا از شهر عبارت است از:
_ گستردگی نخستین شهرها از نظر وسعت و تراكم در مقایسه با روستاهای زمان خود.
_ نوع فعالیت ساكنان شهر به طور عمده غیركشاورزی است.
_ تفاوت بناهای شهری با بناهای روستایی.
_ وجود مالیات برای تولیدات روستایی.
_ وجود طبقات در شهر.
_ اختراع خط برای نیازهای زندگی شهری.
_ پیشرفت علوم ریاضی و نجوم.
_ اجتماع متخصصان تمام وقت در شهرها.
_ پیدایش و گسترش تجارت اشیای تجملی با مناطق دوردست.
_ استقرار روابط سازمان یافته سیاسی و حكومتی به جای روابط قومی.
افرادی مانند رابرت آدامز با انتقاد از چایلد، برخی ویژگیهای یادشده را مربوط به شهرهای غیرمتمدن میداند.
اجزای تشكیل دهنده رشد جمعیت شهری
اوبرای (obray) اجزای تشكیل دهنده رشد جمعیت شهری را شامل سه منبع مشخص میداند:
_ خالص مهاجرت (مهاجران وارد شده منهای مهاجران خارج شده)كه شامل مهاجران روستایی و سایر كشورها میشود.
_ افزایش طبیعی جمعیت (موالید منهای مرگ و میر) كه شامل افزایش طبیعی جمعیت بومی، جمعیت مهاجران و مناطق باز تعریف شده است.
_ باز تعریف جمعیت شهری كه شامل پیوستگی در جمعیت شهری و تعریف جمعیت شهری است.
از نظر اوبرای دو جزء نخست یعنی افزایش طبیعی و مهاجرت خالص مهمترین عوامل در رشد جمعیت شهرهاست و رشد جمعیت شهرنشین بهویژه در كشورهای در حال توسعه بیشتر به واسطه افزایش طبیعی صورت میگیرد. در مرحله نخست یعنی زمانی كه سطح شهرنشینی پایین و میزان افزایش طبیعی جمعیت شهر و روستا بالاست، خالص مهاجرت به طور كلی بیش از افزایش طبیعی در افزایش جمعیت شهری نقش دارد. در مرحله میانی رشد شهرنشینی، افزایش طبیعی نقش مسلط دارد و در مرحله پایانی كه شهرنشینی در سطحی بالا و آهنگ افزایش طبیعی جمعیت پایین است، بهاحتمال، رابطه معكوس و دوباره خالص مهاجرت عنصر اساسی رشد جمعیت شهری میشود.
امانی در كتاب خود تحت عنوان «جمعیتشناسی عمومیایران» عنوان كرده است كه جمعیت مجموعه شهرها از چهار عامل نشأت میگیرد: اول، جمعیت مقیم شهر و افزایش طبیعی آن (تفاضل موالید و مرگ و میر) طی مدت معین. دوم، مهاجرتهایی كه از نقاط دیگر اعم از شهر و روستا و حتی سایر كشورها به شهرها صورت میگیرد. سوم، ادغام حومهها و اقمار شهری به محدوده شهرها و چهارم، تبدیل نقاط روستایی به شهر در نتیجه رشد شهری و جاذبه جمعیتی شهرها و در نتیجه فرارفتن از ضابطه حداقل جمعیت شهری.
در مجموع پدیده افزایش شهرنشینی را در كشور میتوان معلول عواملی نظیر مهاجرت روستاییان به شهرها به دلیل توسعه صنعتی، اسكان و تمركز عشایر در شهرهای نوبنیاد، تبدیل شدن تعدادی از نقاط روستایی به شهر و استحاله آبادیهای اطراف شهرهای بزرگ دانست.
عوامل افزایش میزان شهرنشینی
یكی از عوامل افزایش میزان شهرنشینی در كشور افزایش طبیعی جمعیت نقاط شهری است. اطلاعات سازمان ثبت احوال كشور نشان میدهد كه طی دوره ده ساله 1375 تا 1385 در نقاط شهری كشور، تعداد 8328 مورد موالید و 2672 مورد مرگ ومیر داشتهایم. بنابراین طی دوره یادشده تعداد 5656 هزار نفر بهطور طبیعی به جمعیت شهرهای كشور اضافه شده است.
یكی دیگر از عوامل مهم مؤثر بر افزایش میزان شهرنشینی مهاجرت از سایر نقاط به نقاط شهری است. براساس اطلاعات سرشماری سال 1385 طی دوره ده ساله سرشماریهای 1375 تا 1385 در مجموع 12148148 نفر در كشور جابهجا شدهاند، از این تعداد 3394096 نفر از نقاط روستایی نقل مكان كردهاند و اكثر قریب به اتفاق آنان در نقاط شهری ساكن شدهاند. تعداد 8389676 نفر از نقاط شهری مهاجرت كردهاند و در سایر نقاط كه بیشتر شهرهای بزرگ است، سكونت گزیدهاند، تعداد 260495 نفر از خارج از كشور به داخل مهاجرت كردهاند و در نهایت تعداد 103881 نفر مهاجر داشتهایم كه مبداc مهاجرت آنان نامشخص بوده است.
یكی دیگر از عوامل مهم مؤثر بر افزایش میزان شهرنشینی مهاجرت از سایر نقاط به نقاط شهری است. براساس اطلاعات سرشماری سال 1385 طی دوره ده ساله سرشماریهای 1375 تا 1385 در مجموع 12148148 نفر در كشور جابهجا شدهاند، از این تعداد 3394096 نفر از نقاط روستایی نقل مكان كردهاند و اكثر قریب به اتفاق آنان در نقاط شهری ساكن شدهاند. تعداد 8389676 نفر از نقاط شهری مهاجرت كردهاند و در سایر نقاط كه بیشتر شهرهای بزرگ است، سكونت گزیدهاند، تعداد 260495 نفر از خارج از كشور به داخل مهاجرت كردهاند و در نهایت تعداد 103881 نفر مهاجر داشتهایم كه مبدا مهاجرت آنان نامشخص بوده است.
همانگونه كه عنوان شد یكی از مهمترین عوامل افزایش میزان شهرنشینی تبدیل نقاط روستایی به نقاط شهری است. در سال 1335 در مجموع در كشور، 199 نقطه شهری وجود داشته است كه در سالهای 1345، 1355، 1365، 1375 و 1385 به ترتیب به 272، 373، 496، 612 و 1016 نقطه شهری افزایش یافته است. جدول شماره 2 تحولات تعداد و نرخ رشد شهرهای كشور را به تفكیك سال نشان میدهد همانگونه كه از اطلاعات جدول برمیآید افزایش تعداد شهرها تا سال 1375 روندی ملایم داشته است و به یكباره در سال 1385 به شدت افزایش مییابد (66 درصد افزایش از سال 1375 تا 1385.) از دلایل مهم افزایش سریع میزان شهرنشینی در سال 1385 افزایش تعداد شهرهای كشور است.
تحولات میزان شهر نشینی در ایران
برآوردهای انجام شده درخصوص تعداد جمعیت كشور نشان میدهد كه تعداد جمعیت كشور در سال 1305، 10456 نفر بوده است. از این تعداد 1997 نفر (19.1 درصد) در شهرها و 8459 نفر (80.9 درصد) در روستاها زندگی میكردهاند. رقم كل جمعیت كشور در سال 1335 كه نخستین سرشماری عمومینفوس و مسكن انجام پذیرفت 18955 نفر بوده است كه از این تعداد 5954 نفر (31.4 درصد) در شهرها و 13001 نفر ( 68.6 درصد) در روستاها سكونت داشتهاند. رقم كل جمعیت كشور و میزان شهرنشینی طی سالهای 1335 تا 1385 همواره روند افزایشی داشته و كل جمعیت كشور در سرشماری عمومی نفوس و مسكن سال 1385، 70496 نفر گزارش شده است كه 48260 نفر (68.5 درصد) در نقاط شهری و 22236 نفر (31.5 درصد) در نقاط روستایی سكونت داشتهاند. موارد یادشده نشان از افزایش سریع میزان شهرنشینی در پنجاه سال اخیر دارد و ارقام بررسی شده در این دوره، نشان دهنده بیش از دو برابر شدن میزان شهرنشینی و هشت برابر شدن تعداد جمعیت شهری در كشور است. البته پیشبینی میزان شهرنشینی برای سالهای اخیر بسیار كمتر از رقم مورد انتظار بوده و میزان شهرنشینی موجود بیشتر از رقم مورد انتظار برای سال 1385 است. جدول شماره 3 و نمودارهای شماره 2 و 3 تعداد و نسبت جمعیت به تفكیك منطقه محل سكونت و سال را نشان میدهد.
محاسبات به عمل آمده در خصوص میانگین نرخ رشد جمعیت شهری و روستایی و كل كشور (جدول3 و نمودار4)، نشان میدهد كه طی سالهای 1305 تا 1315 میانگین نرخ رشد جمعیت كل كشور 34/1 درصدبوده است. در این سالها میانگین نرخ رشد جمعیت نقاط شهری كشور 2.26 و میانگین نرخ رشد جمعیت نقاط روستایی كشور 1.11 درصد بوده است. طی سالهای گذشته بیشترین میانگین نرخ رشد جمعیت شهری مربوط به سالهای1325 تا1335 و 1355 تا 1365 بوده كه همزمان با افزایش نرخ رشد كل جمعیت كشور است. میانگین نرخ رشد جمعیت كشور در سالهای گذشته پس از پشت سر گذاشتن نوسانهای زیاد سرانجام به رقم 1.62 درصد طی سالهای 1375تا 1385 رسیده است. طی دوره یادشده میانگین نرخ رشد جمعیت شهری 2.74 درصد و میانگین نرخ رشد جمعیت روستایی كشور 44 درصد بوده است. همانطور كه پیش از این عنوان شد از علل عمده افزایش تعداد جمعیت و میانگین نرخ رشد جمعیت شهری در سالهای مورد بررسی و بهویژه سالهای اخیر میتوان به افزایش مهاجرت روستاییان به شهرها، افزایش تعداد شهرها كه طی ده سال گذشته افزایش یافته است و استحاله نقاط روستایی اشاره كرد. بنابراین با وجود بالا بودن میزان باروری نقاط روستایی درمقایسه با مناطق شهری میانگین نرخ رشد جمعیت روستایی كشور تا حد 0.44 درصد كاهش یافته است.
میزان شهر نشینی در استانهای كشور
جدول شماره 4 تعداد كل جمعیت، تعداد جمعیت شهری و میزان شهرنشینی به تفكیك استان در سال 1385و نمودار5 نیز میزان شهر نشینی به تفكیك استان را در سال 1385 نشان میدهد. اطلاعات جدول نشاندهنده توزیع نامتوازن میزان شهرنشینی در استانهای كشور است. سه استان دارای كمترین میزان شهرنشینی، استانهای هرمزگان (47.11 درصد)،كهگیلویه وبویراحمد (47.68 درصد) و خراسان شمالی (48.36 درصد) و سه استان دارای بیشترین میزان شهرنشینی، استانهای قم (93.92 درصد)، تهران (91.34 درصد) و اصفهان (83.32 درصد) بودهاند. این درحالی است كه بیشترین تعداد جمعیت شهرنشین در استان تهران با جمعیت شهری 12260431 نفر است و پس از تهران استانهای خراسان رضوی با3811900 نفر، اصفهان با3798728 نفر و خوزستان با 2873564 نفر جمعیت شهری در رتبههای بعدی بیشترین تعداد جمعیت شهری قرار دارند و كمترین جمعیت شهری مربوط به استان كهگیلویه و بویراحمد با تعداد جمعیت شهری 302192 نفر است. پس از این استان، استانهای خراسان جنوبی با 326695 نفر، ایلام با 331231 نفر و خراسان شمالی با 392458 نفر جمعیت شهری در رتبههای بعدی كمترین تعداد جمعیت شهری هستند. همانطور كه از اطلاعات جدول بر میآید شكاف عمیقی از نظر میزان شهرنشینی و تعداد جمعیت شهرنشین بین استانهای كشور مشاهده میشود كه این پدیده خود معلول علل و تفاوتهای مختلف اقتصادی و اجتماعی بین استانهای كشور است كه از جمله میتوان به سطح توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تفاوت شیوه معیشت در استانها اشاره كرد.
مقایسه میزان شهرنشینی در ایران با سایر كشورها
جدول شماره 5 میزان شهرنشینی در كشورهای منتخب را در سال 2007 میلادی نشان میدهد. در این سال میزان شهرنشینی محاسبه شده برای كشورهای توسعه یافته 75 درصد بوده است، در مقابل 43 درصد جمعیت كشورهای در حال توسعه در نقاط شهری ساكن بودهاند و 41 درصد جمعیت كشورهای آسیایی در مناطق شهری زندگی میكردهاند. این درحالی است كه در این سال 69 درصد جمعیت كشور ایران در نقاط شهری ساكن بودهاند. همانگونه كه از اطلاعات جدول نیز برمیآید كشورهای جهان از نظر توزیع میزان شهرنشینی از وضعیت نامتوازنی برخوردارند و از 20، 28 و 34 درصد در كشورهای افغانستان، هند و پاكستان تا 100 و 98 درصد در كشورهای قطر، سنگاپور و كویت در نوسان بودهاند.
نتیجه گیری
نتایج به دست آمده از بررسی دادهها و آمارهای موجود كشور نشاندهنده افزایش سریع تعداد جمعیت ساكن در مناطق شهری و در نتیجه افزایش میزان شهرنشینی در دهههای اخیر بوده است. افزایش جمعیت شهرنشین در ایران در سه شیوه ممكن یعنی رشد طبیعی، مهاجرت روستا – شهری و تبدیل مناطق روستایی به شهر یا الحاق مناطق حاشیه شهرها به شهر قابل توجیه است.
رقم كل جمعیت كشور و میزان شهرنشینی طی سالهای گذشته همواره روند افزایشی داشته است و كل جمعیت كشور در سرشماری عمومینفوس و مسكن سال 1385، 70496 نفر گزارش شده است كه 48260 نفر (68.5 درصد) در نقاط شهری و 22236 نفر (31.5 درصد) در نقاط روستایی سكونت داشتهاند اطلاعات بررسی شده نشان از افزایش سریع میزان شهرنشینی در پنجاه سال اخیر دارد و ارقام، نشان دهنده بیش از دو برابر شدن میزان شهرنشینی و هشت برابر شدن تعداد جمعیت شهری در كشور است. میانگین نرخ رشد جمعیت شهری نیز از سالهای 1305 تا 1315، 2.26 درصد بوده است و بیشترین نرخ رشد جمعیت شهری كشور در سالهای 1325 تا 1365 بوده كه در این سالها میانگین نرخ رشد جمعیت شهری كشور بالای پنج درصد است. البته در این سالها میانگین نرخ رشد كل جمعیت كشور نیز بالا بوده و بخش عظیمی از رشد جمعیت شهری كشور مربوط به رشد طبیعی جمعیت است. از سال 1365 به بعد همزمان با كاهش میانگین نرخ رشد كل جمعیت میانگین نرخ رشد جمعیت شهری نیز كاهش یافته و به رقم 2.74 درصد طی سالهای 1375 تا 1385رسیده است. قابل ذكر است كه طی سالهای یادشده میانگین نرخ رشد جمعیت روستایی كشور منفی شده كه بخشی از این كاهش مربوط به مهاجرت روستاییان به شهرها و بخشی نیز مربوط به تبدیل نقاط روستایی به شهر و استحاله نقاط روستایی در شهرها بوده است.
رقم كل جمعیت كشور و میزان شهرنشینی طی سالهای گذشته همواره روند افزایشی داشته است و كل جمعیت كشور در سرشماری عمومینفوس و مسكن سال 1385، 70496 نفر گزارش شده است كه 48260 نفر (68.5 درصد) در نقاط شهری و 22236 نفر (31.5 درصد) در نقاط روستایی سكونت داشتهاند اطلاعات بررسی شده نشان از افزایش سریع میزان شهرنشینی در پنجاه سال اخیر دارد و ارقام، نشان دهنده بیش از دو برابر شدن میزان شهرنشینی و هشت برابر شدن تعداد جمعیت شهری در كشور است. میانگین نرخ رشد جمعیت شهری نیز از سالهای 1305 تا 1315، 2.26 درصد بوده است و بیشترین نرخ رشد جمعیت شهری كشور در سالهای 1325 تا 1365 بوده كه در این سالها میانگین نرخ رشد جمعیت شهری كشور بالای پنج درصد است. البته در این سالها میانگین نرخ رشد كل جمعیت كشور نیز بالا بوده و بخش عظیمی از رشد جمعیت شهری كشور مربوط به رشد طبیعی جمعیت است. از سال 1365 به بعد همزمان با كاهش میانگین نرخ رشد كل جمعیت میانگین نرخ رشد جمعیت شهری نیز كاهش یافته و به رقم 2.74 درصد طی سالهای 1375 تا 1385رسیده است. قابل ذكر است كه طی سالهای یادشده میانگین نرخ رشد جمعیت روستایی كشور منفی شده كه بخشی از این كاهش مربوط به مهاجرت روستاییان به شهرها و بخشی نیز مربوط به تبدیل نقاط روستایی به شهر و استحاله نقاط روستایی در شهرها بوده است.
+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 17:44 توسط عين الله نوبخت کفشگری
|